تبليغاتX
یادداشت های من - ترانه ناسروده

 

ترانه ناسروده


خفته‌است روی لبانم
 
ترانه‌ ای  که نخواهم سرود من هرگز

بالای پیچک
کرم شب‌تابی بود
و ماه نیش می‌زد
با نور خود بر آب

چنین شد پس که من دیدم به رویا
ترانه‌ ای را
که نخواهم سرود من هرگز
ترانه‌ ای پُر از لب‌ها
و راه‌های دوردست،
ترانه‌ ساعات گمشده
در سایه‌های تار،
ترانه‌ ستاره‌های زنده
بر روز جاودان

 

"فدریکو گارسیا لورکا"

 

+ نوشته شده توسط نبیه در چهارشنبه 5 تیر1387 و ساعت 18:26 |