تبليغاتX
یادداشــــــت های ارتـــــــباطــــــــی

 

فوکو و فمینیسم

 

                                                                                                              ترجمه:لیلا اسدی

 

دو جريان فمينيستي پساساختارگرا و مدرن از جمله جنبش هاي تأثيرگذار سياسي و فرهنگي هستند که در طول واپسين سال هاي قرن بيستم نضج گرفته اند. اما اخيرا اتحادي بين اين دو جريان و بيشتر حول محور کار فيلسوف فرانسوي، ميشل فوکو به وجود آمده است. فوکو، اين فيلسوف فرانسوي، اگرچه در آثار خود اشاره هاي اندکي به زنان يا موضوع جنسيت کرده است اما طرزتلقي وي از رابطه ميان قدرت و بدن توجه طيف گسترده اي از فمينست ها را به خود جلب کرده است. اين ايده فوکو که بدن و جنسيت به جاي اين که پديده هايي طبيعي باشند ساختارهايي فرهنگي اند سهم عمده اي را در انتقاد فمينيسم از مکتب اصالت وجود ايفا نموده است. در حالي که فمينيست ها اهميت تحليل فوکو از روابط بين قدرت و بدن را بسيار روشنگرانه دريافته اند با اين حال به محدوديت هاي آن نيز توجه دارند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نبیه در شنبه 15 تیر1387 و ساعت 18:48 |

 

زنانگی در اندیشه نیچه، فوکو و دریدا

 

 

رویا فتح‌اله زاده 

 

نوشته حاضر می‌کوشد، شمه‌ای از اندیشه‌های فردریش نیچه، میشل فوکو و ژاک دریدا را در حوزه زنان نشان دهد. تاکنون نیچه فیلسوفی ضد زن معرفی شده اما از زاویه‌ای دیگر می‌توان او را یاریگر اندیشه در محور زنان دانست. وی با توجه به فرهنگ دیونیزی و به تبع موسیقی، رقص، تردید در معنا، و استعاره که همه به نوعی ویژگی تاریخی زن محسوب می‌شوند کمک شایانی به ایجاد متن زنانه داشته است.  نیچه دیونیزوس – خدای رقص و سرمستی و مظهر بی‌خودی و نا‌آگاهی- را در مقابل آپولون ایزد خرد و خودآگاهی و نظم زنده می‌کند و باروری فرهنگ یونان را همزیستی این دو با هم می‌داند. محمد ضیمران در کتاب نیچه بعد از هایدگر و دلوز اشاره به مترادف بودن زن با دیونیزوس و مرد با آپولون دارد که گذرا است. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نبیه در پنجشنبه 13 تیر1387 و ساعت 9:23 |


Powered By
BLOGFA.COM


Widget_logo